شبکه افق - 23 مرداد 1404

"تمدن اربعینی"، نیاز جهان امروز (خدای زنده‌ی "حسین" ع و خدایان مرده‌ی جهان)

کنگره اربعین و تمدن جدید اسلامی - جمعی از اساتید و روسای دانشگاه‌های عراق و دانشگاه شهید بهشتی - ۱۴۰۲

بسم‌الله الرحمن الرحیم

عرض سلام می‌کنم محضر اساتید مکرم از عراق و ایران و تشکر می‌کنم از این که بنده را در این جمع شریف دعوت فرمودند.

اولین نکته، معنادار بودن یا نبودن عنوان این نشست است. شما می‌دانید که هم در دانشگاه‌های ایران و عراق و هم غیر از آن، تحت تأثیر نگاه غرب به دین، این عنوانی که اینجا نوشتید را از دو- سه جهت فاقد معنا می‌دانند. جریان‌هایی که اولاً ارتباطی بین تمدن و دین قائل نیستند؛ یعنی تمدن اسلامی از نظر آن‌ها معنا ندارد. اسلام یک دین است و مربوط به رابطه انسان با خداوند است و چه ربطی به تمدن دارد؟

دوم این که تمدن نوین اسلامی به چه معنا است؟ اسلام اگر در هزاره گذشته، قرن‌های قبل، تمدنی هم بوده است آن تمام شده و رفته است و چیزی به نام تمدن نوین اسلامی معنا ندارد. تمدن نوین همین تمدنی است که با شعائر سکولار و غیر دینی و گاه ضد دینی مطرح است. پایان تاریخ، همین نگاه و تمدن سکولار است و بین اخلاق و اقتصاد جدایی انداخته است. بین دین و سیاست جدایی انداخته است و تمدن را اساساً و ذاتاً غیر دینی، ولو نه لزوماً ضد دینی، معنا می‌کنند. البته غیر دینی همان ضد دینی رقیق‌شده است؛ چون یا به احکام خداوند در نظام‌سازی عمل می‌شود که دینی می‌شود یا عمل نمی‌شود؛ یعنی مخالفت و معصیت می‌شود که ضد دینی می‌شود.

بنابراین یک مقدار مانند تفاوت سکولاریسم روباه‌صفت انگلیسی با سکولاریسم علناً قداره‌بند فرانسوی، تفاوت آن‌ها است. ما اینجا به این جمع‌بندی رسیدیم که می‌توانیم به نام حسین(ع) در عصر جدید، دوباره تمدن‌سازی کنیم.

اولاً سابقه عراق و ایران نشان می‌دهد که این منطقه، این جامعه و این تاریخ، تمدن‌ساز بوده است. قرن‌ها مرکز تمدن بزرگ اسلامی، دانشمندان بزرگ، کتابخانه‌های بزرگ و دانشگاه‌های بزرگ، همین عراق و ایران بوده‌اند.

نکته دوم این که، تاریخ ایران و عراق جز تفاوت در زبان، همیشه یک تاریخ بوده است. اکنون در ایران نیز ما عرب‌زبان‌های زیادی داریم. در عراق هم به صورت فارسی‌گوی داریم. به جز این تفاوت زبان، تاریخ ایران و عراق به هیچ وجه از هم قابل تفکیک نیست. مردم ایران، عراق را و بخصوص عتبات را و کربلا و نجف و کاظمین و سامرا را اساساً شهر و کشور بیگانه نمی‌دانند. و هر وقت چیزی وقفی، نذری یا شرط ضمن ازدواجی، معمولاً یا شرط دفن میت، معمولاً در زندگی روزمره ایرانی‌ها، همیشه نام شهرهای مقدس عراق به عنوان مرکز تشیع، برای قرن‌ها و قرن‌ها بوده است. تاریخ ما یکی است. مذهب و دین، هم دین و هم مذهب ما یکی است. دشمنان ما یکی بوده‌اند و هستند. حتی صدام با این که هشت سال با کمک استکبار جهانی تلاش کرد کینه‌ای بین ملت ایران و عراق ایجاد کند، هم ملت عراق را و هم ملت ایران را قتل‌عام کرد اما باز معجزه حسین را ببینیم که چگونه از جمله در این زیارت اربعین نشان داد که این دو ملت، دو ملت نبودند و نخواهند بود و تفکیک و تکه‌تکه نمی‌شوند. بلکه هر بلایی بر سر مردم عراق و ایران بیاید، آن‌ها یک ملت هستند و هم در جنبه سلبی؛ یعنی انقلاب و براندازی ظلم، از هم جدا نخواهند شد.

پرچم دست حسین‌بن‌علی(ع) بوده است و هست. هم از این پس در جهت ایجابی و تمدن‌سازی؛ یعنی دانشگاه‌ها و حوزه‌های ایران و عراق، باید یکپارچه و منسجم باشند و یک اتاق فکر مشترک داشته باشیم. نباید فقط به این سمینارهای رسمی و رفت‌وآمدهای تشریفاتی یا سالی یک بار اکتفا کنیم. ما باید اتاق فکر مشترک داشته باشیم و ببینیم تمدن جدید اسلامی با همه ضرورت‌های معاصر، چگونه قابل بازسازی است؟ ما نمی‌خواهیم به تمدن اسلامی قرن‌های قبل برگردیم. بازگشت به اسلام به معنای بازگشت به گذشته نیست؛ بلکه حرکت به سوی آینده است با مبانی و غایات اسلامی. و با بهره‌وری کامل از عقل، عقلانیت و تجربه؛ با عقل و تجربه بشری منتها با معیار توحیدی و وحیانی و با ملاک حسینی. در ایران امام حسین(ع) شاه را سرنگون کرد. راهپیمایی عاشورا و اربعین، همراه با جمعیت میلیونی بود. صدام را امام حسین سرنگون کرد. اسرائیل را امام حسین در لبنان، جنوب لبنان و مناطق اشغالی به شکست‌های مکرر کشاند. ارتش اشغالگر آمریکا و انگلیس را امام حسین از منطقه و عراق بیرون کرد. و از این به بعد، جنبه ایجابی تمدن‌سازی، با نگاه به حسین‌بن‌علی(ع) شروع می‌شود.

اولین نمونه آن در این پیاده‌روی‌های اربعین، یعنی زیارت اربعین است. بزرگترین راهپیمایی در تاریخ بشر، به نام حسین، در عراق اتفاق می‌افتد. در شرق و غرب عالم، در قدیم و جدید، چنین راهپیمایی به لحاظ کمی و کیفی تا امروز وجود نداشته است. این را در گینس هم ثبت کردند؛ حتی اگر ثبت هم نکنند، هرکس رفته است این را دیده است.

در زیارت اربعین الان چه اتفاقی می‌افتد؟ ۲۰ میلیون جمعیت، گاهی بیشتر گفته‌اند، در یک مدت چند روز کوتاه، در یک مسافتی، برخی از چند هزار کیلومتر راه را پیاده آمده‌اند و بقیه آنجا بین نجف و کربلا هستند. عکس مسیری که اسرای کربلا با زنجیر و با شلاق برده شدند، همان مسیری که آن‌ها را از کربلا به کوفه و نجف بردند، زائرین، همین مسیر را برعکس به استقبال اسرا می‌آیند، و می‌گویند که ما اجازه نمی‌دهیم نام شما فراموش شود و شعار شما نیز فراموش شود.

وقتی می‌گویید اربعین و تمدن، باز عده‌ای مخالف هستند؛ چون می‌گویند زیارت اربعین یک مناسک عبادی شخصی، فردی و معنوی است. یک زیارتی است که ثواب دارد، چه ربطی به تمدن دارد؟ این هم نکته دیگری است که باید روشن شود. دانشگاه‌های عراق و ایران، حوزه‌های عراق و ایران، اولین مراکزی هستند که باید این ارتباط را درست متوجه شوند.

در زیارت اربعین چه اتفاقی می‌افتد؟ میلیون‌ها آدمی که همدیگر را نمی‌شناسند، از هفتاد- هشتاد ملیت در جهان، طوری کنار هم عاشقانه، برادرانه و خواهرانه می‌روند که انگار سال‌های سال در یک خانواده با هم بوده‌اند، در حالی که زبان همدیگر را هم متوجه نمی‌شوند. همه جا در تمام جهان مسابقه بر سر خوردن است. در زیارت اربعین، آن پیاده‌روی اربعین، رقابت بر سر خوراندن است. همه جا در دنیا سر طعام دعوا می‌شود، آنجا رقابت سر اطعام است. امیرالمومنین فرمود: «طَعَام، خوراک جسم است. إِطعَام، خوراک روح است.»

در همه جای دنیا، در تمدن غرب و شرق، همه می‌خواهند از همدیگر سواری بگیرند. همدیگر را استثمار کنند. می‌خواهند از بقیه کمتر کار کنند و بیشتر بخورند. در مسیر زیارت اربعین در عراق، مسابقه بر سر این است که چه کسی بیشتر کار کند و کمتر بخورد. مسابقه بر سر خدمت کردن است، نه خدمت شدن.

من خودم در دو سه سفری که توفیق داشتم به زیارت اربعین آمده‌ام، می‌دیدم که چطور کسانی، خانواده‌های عراقی، به خصوص عشایر، و کسانی که خودشان ثروتمند نبودند و خودشان ثروتمند نیستند، غذایی که به زائر می‌دهند شاید در طول سال خود آن‌ها برخی‌هایشان نخورند. و با اشک، با گریه، با التماس جلوی زائرین را می‌گیرند که باید خانه ما بیایید ما می‌خواهیم به شما خدمت کنیم. غذای بهترین غذا را با محبت به آن‌ها بدهند. پای زائر را بمالند و ماساژ بدهند. تاول‌ها را درمان کنند. لباس او را با عشق بشویند.

من حتی صحنه‌ای را دیدم که یک خانواده عراقی با اسلحه جلوی ما را در مسیر گرفت و گفت: نمی‌گذارم بروید. باید خانه ما بیایید. دیگر چنین صحنه‌ای شما هیچ جای دنیا نمی‌بینید جز به معجزه حسین.

اولین پیام زیارت اربعین به کل بشریت این است: «ما دنبال چنین جامعه‌ای و چنین مناسباتی هستیم.» وقتی می‌گوییم تمدن جدید اسلامی، ما می‌خواهیم این فرهنگی که در زیارت پیاده‌روی اربعین است، جهانی شود. همه ملت‌ها در شهرهای خودشان، در بازارشان، در خانه‌هایشان و در خیابان‌ها، همه طوری با هم رفتار کنند و کنیم که این رفتار در این مسیر زیارت اربعین است. ما شبیه این حالت را در انقلاب اسلامی سال ۵۷ دیدیم. ما شبیه این حالت را بین رزمندگان ما در دوران جنگ صدام، علیه ملت عراق و ملت ایران، دیدیم.

آن هشت سال جنایت هم نتوانست بین این دو ملت جدایی بیندازد. طوری با هم برادر هستند و خواهر هستند و یکدیگر را در آغوش می‌گیرند. خیلی از مردم ما در طول سال منتظر هستند که اربعین برسد و دوباره آن تجربه شیرین معنوی و برادری را ببینند. شما در مسیر زیارت کربلا، معنویت می‌بینید. در زیارت اربعین در عراق، در آن جمع ده، بیست میلیونی، معنویت می‌بینید. اخلاق می‌بینید. عشق و محبت می‌بینید. گذشت و فداکاری می‌بینید. خدمت‌رسانی بدون توقع می‌بینید.

خیلی معنی‌دار و زیبا بود. یک بنده خدایی می‌گفت که من خیلی خسته بودم، در آفتاب نشستم که یک لحظه خستگی بگیرم. دیدم یکی از این برادران عرب عراقی آمده است کنار من، بالا سر من ایستاده است. من با خود گفتم که این همه جا است، برای چه اینجا آمده است؟ کمی آمدم این‌طرف‌تر دیدم ایشان هم آمد این‌طرف‌تر. گفتم منظورش چیست؟ بعد فهمیدم ایشان دیده است من در آفتاب نشسته‌ام، آمده است بین من و آفتاب حائل شده است که من آفتاب نخورم. زائر امام حسین گرما نخورد. او هیچ چیز دیگری نداشته است. آمده است فقط ایستاده جلوی خورشید و آفتاب که من گرما نخورم و خودش گرما بخورد.

اکنون من به شما عرض کنم، من این صحنه را در چند سمینار بین‌المللی بعد از آن سفر اربعین که سال‌ها قبل‌تر از آن رفته بودم، تعریف می‌کردم؛ باور نمی‌کردند که یک جمعیت ده، بیست میلیونی دارند می‌آیند. یک جلسه‌ای بود که اپوزیسیون نظام سرمایه‌داری در کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین و آفریقا در یک سمیناری جمع بودند. از پیاده‌روی اربعین به آنجا رفتم؛ چون در آن سمینار دعوت بودیم و غیر مسلمان بودند. آن‌ها خواستند نظر اسلام را راجع به عدالت اجتماعی و اقتصادی بگوییم. و بگوییم که مزایای سوسیالیسم در اسلام است، اما مضار کمونیسم در اسلام نیست. مزایای نظام لیبرال در اسلام هست، در احکام و اخلاق اسلامی هست و مضار لیبرالیسم نیست.

من آنجا یک کلمه اول صحبت خودم گفتم که من دارم از عراق می‌آیم. جمعیت ده- بیست میلیونی از هشتاد کشور جهان آمده‌اند. حتی در آن پیاده‌روی من کسانی را دیدم که اصلاً مسلمان نبودند. در پیاده‌روی اربعین، خودم این را دیگر دیدم. از ایران زرتشتی آمده بود. من آنجا زائر مسیحی کاتولیک، ارتدوکس، پروتستان، هر سه را دیدم؛ کاردینال و کشیش. غیر شیعیان که زیاد بودند؛ برادران اهل سنت که خودشان آنجا اصلاً موکب داشتند. از ایران هم اهل سنت آمده بودند و در خود عراق هم اهل سنت بودند. آن‌ها که هیچ شک و شبهه‌ای در موردشان نیست، مگر همه مسلمان اهل سنت که محب سیدالشهداء(ع) هستند. اما حتی بودایی و هندو را دیدم آمده است.

و یک هیئت کمونیست‌ها را دیدم که آمده‌اند. پرسیدم شما برای چه آمده‌اید؟ شما با حسین چه‌کار دارید؟ گفتند آن چیزی که ما دنبال آن هستیم، همان چیزی است که الان در پیاده‌روی زیارت اربعین داریم می‌بینیم. ما همین را می‌گفتیم. ما نمی‌دانستیم اسلام و حسین این آموزه‌ها را دارد. ما دنبال برادری، عدالت، اخلاق، عشق، گذشت، شجاعت، فداکاری و بشر دوستی هستیم. ما دنبال این‌ها هستیم. همه این‌ها را داریم در این زیارت اربعین می‌بینیم. عنوان این سمینار اکنون دارد معنادار می‌شود. زیارت اربعین فقط زیارت نیست. فقط مناسک شخصی نیست؛ چون ما کسانی را داریم بین خود شیعه در ایران و عراق که ما تعبیر شیعه لندنی را در مور آن‌ها به کار می‌بریم. این‌ها می‌گویند ما... حسین را قبول داریم، منتهی به عنوان یک نور مقدس مربوط به ۱۴۰۰ سال پیش. حسین جان را قبول داریم، اما امام حسین را قبول نداریم! حسین رهبر امروز ما که نیست. حسین یک امر قدسی مقدس است که گذشته است، تاریخش گذشته است. ما با همان یزید آن موقع مخالف هستیم و او را لعن می‌کنیم. با یزید و حرمله و شمر امروز کاری نداریم. این‌ها ربطی ندارد. این تشیع، این حسین و این زیارت اربعین حتماً نه تمدن‌ساز است، نه جامعه‌پرداز است و نه ربطی به عدالت و تربیت بشر امروز دارد، اما آن زیارت اربعینی که آمریکا، انگلیس و اسرائیل از آن می‌ترسند. یک روزی «إِن شَاءَ الله» این جمعیت ۲۰ میلیونی که می‌رود به سمت کربلا، از کربلا حرکت خواهد کرد به سمت بیت‌المقدس. همین جمعیت می‌رود و قدس را انشاء‌الله آزاد می‌کند. کل جهان اسلام را آزاد می‌کند. بنابراین، همان‌طور که حسین امروز در یمن مستکبرین را شکست داد، در لبنان و فلسطین شکست داد و در عراق و ایران شکست داد، همان حسین انشاء‌الله قدس را آزاد خواهد کرد و مستضعفین جهان را آزاد خواهد کرد. آن حسین و تمدن حسینی چه خصوصیاتی دارد؟

سیدالشهداء(ع) در دعای عرفه، اولاً نسبت توحیدی را بیان می‌کند. تمدن جدید اسلامی در کلمات حسین‌بن‌علی و در سلوک حسین‌بن‌علی کاملاً آمده است، مستتر نیست؛ بلکه متجلی است، آشکار است. «اَللَّهُمَّ اجعَلنِی أَخشَاکَ کَأَنِّی أَرَاکَ.» یک چنین توحیدی. آن تمدن جدیدی که باید بر جهان به وجود بیاید و اعمال حاکمیت الهی اعمال کند، رابطه‌اش با خداوند اولاً این‌طور است. یعنی خدایا تو را دارم می‌بینم، این‌طور از تو حساب می‌برم. خدای فرضی و قراردادی نه. خدای زنده؛ «اَلحَی»، نه خدای مرده. خدای عینی، نه خدای ذهنی.

«أَسعِدنِی بِتَقوَاکَ» رابطه سعادت و تقوا. «لَا تُشقِنِی بِمَعصِیتِکَ.» گناه، معصیت و فساد، این‌ها باعث شقاوت بشر است. شما امروز می‌بینید که این تمدن غرب به فساد و به شقاوت افتخار می‌کند. ۱۲۰ نماینده کنگره آمریکا صریحاً گفتند که ما همجنس‌باز هستیم. بقیه آن‌ها هم نگفتند، بعداً می‌گویند. قوم لوط، قوم فرعون، قوم عاد و ثمود. نمرود دارد بر غرب و بر جهان حکومت می‌کند.، همان‌هایی که ابراهیم را در آتش انداختند، همان‌هایی که می‌خواستند مسیح را به صلیب بکشند، همان‌هایی که موسی و بنی‌اسرائیل را تا نابود کنند، تعقیب کردند، همان‌هایی که ابوجهل و ابوسفیان و ابولهب با پیامبر درافتادند، همان‌هایی که علی را زدند، همان‌هایی که حسین‌بن‌علی را در کربلا قطعه‌ قطعه کردند. اکنون در برابر ما و شما، همان‌ها هستند. این‌ها همان‌ها هستند.
این تمدن تداوم آن است. این طرف هم باید تداوم حسین باشد. «اَللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی قَدَرِکَ حَتَّی لَا أُحِبَّ تَعجِیلَ مَا أَخَّرتَ وَ لَا تَأخِیرَ مَا عَجَّلتَ.» این اوج اوج توحید است. خدایا! مرا طوری تربیت کن که آنچه را تو جلو انداختی، من نگویم که زود بود، کاش دیرتر می‌شد. آنچه را تو تأخیر انداختی، من نگویم دیر شد، کاش زودتر می‌شد.
به تو ایمان بیاورم. «اَللَّهُمَّ اجعَلنِی قِنًی فِی نَفسِی.» خدایا! مرا از درون ثروتمند کن تا تشنه ثروت و قدرت و شهرت و ریاست نباشم. از درون سیر باشم؛ یک روح سیر. «وَ لِیَقِینًا فِی قَلبِی.» خدایا! از تو یقین می‌خواهم. ایمان خالص، بدون هیچ شک و ترس. «وَ الاِخلاصَ فِی عَمَلِی.» فقط می‌خواهم برای تو عمل کنم. هیچ هدفی جز تو نداشته باشم؛ هیچ هدفی؛ نه در سیاست، نه در عبادت، نه در اقتصاد، در هیچ موردی جز تو چیزی را نخواهم.
«وَ نُورًا فِی بَصَرِی.» خیلی‌ها بصر دارند، اما نور در آن بصر نیست. چشم دارند، حقایق را نمی‌بینند. خدایا! چشمی می‌خواهم که حقیقت را ببیند. «وَ البَصِیرَةَ فِی دِینِی.» یک دین احمقانه نمی‌خواهم. دین کور، دین سطحی و قشری نمی‌خواهم. بصیرت دینی و شعور دینی. می‌خواهم. «وَ مَتِّعنِی بِجَوَارِحِی.» امت اسلام، بدن سالم و جسم سالم می‌خواهیم؛ برای این که ما باید کار کنیم و باید تمدن بسازیم. باید از شرف خودمان دفاع کنیم. این در بعد معنویتِ آن تمدن جدید اسلامی، درسی است که باید از حسین بیاموزیم.

درس بعدی، صداقت، شجاعت، صراحت است. فداکاری می‌کنیم بدون فریب دادن کسی. آگاهی مقدمه جهاد و شهادت است. حسین‌بن‌علی(ع) به اصحاب خود دروغ نگفت. از مکه که حرکت کردند، بطور کامل به همه گفتند: «فَمَن لَحِقَ بِی مِنکُمُ استُشهِدَ.» هرکس با من بیاید، من فردا به سمت کربلا حرکت می‌کنم. هرکس با من بیاید، کشته خواهد شد. شهید خواهد شد. «وَ مَن تَخَلَّفَ لَم یَبلُغ مَبلَغَ الفَتحِ وَ السَّلامِ.» یک کلمه، یک جمله! هرکس با من بیاید، کشته خواهد شد، شهید خواهد شد. هرکس با من نیاید، هیچ دستاوردی نخواهد داشت. فکر نکنید که اگر با من نیایید و دو روز بیشتر زندگی کنید، رفاه و ثروتی، قدرتی، آزادی یا چیزی به دست می‌آورید. بیچاره هستید. ما رفتیم که رفتیم. هرکس آماده رفتن به سوی خدا است. با ما بیاید. حسین به اصحاب خود نگفت که: حالا بیایید برویم، شاید پیروز شویم. گفت تا الان احتمال پیروزی بود؛ از لحاظ مادی، شکست خواهیم خورد. اگر هدف معنوی باشد، شکست ما هم پیروزی است. اگر هدف مادی باشد، پیروزی ما هم شکست است. ما مأمور به تکلیف هستیم. نتیجه دست ما نیست. ما باید محاسبه کنیم و به وظیفه خودمان عمل کنیم. ما وظیفه داریم نهی از منکر را در سطح جهان اجرا کنیم. ما وظیفه داریم تلاش برای اقامه قسط داشته باشیم. ما وظیفه داریم برای مبارزه با سلطه کفر و استکبار بر بشریت در حد توان تلاش کنیم. شکست نمی‌خورید؟ چرا، ممکن است شکست بخورید. کشته نمی‌شوید؟ چرا، ممکن است کشته شوید. این‌ها شکست نیست؟ نه. در منطق حسین، نه. در منطق یزید، آری.

امام حسین(ع) نیروهای خود را غافلگیر نکرد. آن‌هایی که با حسین راه افتادند، مجاهدین کربلا، حتی با مجاهدین زمان پیامبر و علی هم فرق داشتند؛ چون زمان پیامبر و علی، رزمنده‌ها احتمال قوی می‌دادند که پیروز شوند.
اما آن‌هایی که از مکه با حسین به سمت کربلا راه افتادند و هی منزل به منزل تعدادشان کم و کم و کمتر شد و چند هزار نفر به چند ده نفر رسید، آن‌ها صددرصد می‌دانستند که شهید می‌شوند؛ یعنی دیگر یک درصد هم احتمال نمی‌دادند بمانند. این‌جوری با حسین آمدند. یعنی رزمندگان حسینی حتی واقعاً می‌دانستند که فقط شهادت و مرگ سرخ در انتظار آن‌ها بود. «مَن کَانَ فِینَا بَاذِلًا مُهجَتَهُ» هرکس خون قلبش را کف دستش گرفته است «وَ مُوَطِّنًا عَلَی لِقَاءِ اللهِ نَفسَهُ فَلْیَرحَل مَعَنَا.» ، صددرصد آماده، بلکه مشتاق ملاقات با خدا است، فقط آن‌ها بیایند. بقیه برگردند. به شما نیازی نداریم. «فَإِنِّی رَاحِلٌ مُصبِحًا إِنشَاءَ اللهُ.» من اول صبح حرکت خواهم کرد. ما به سمت دریاچه خون خودمان می‌رویم. اگر این شجاعت و صراحت حسینی، این آگاهی حسینی نباشد جهان اسلام از سلطه کفار و مستکبرین آزاد نخواهد شد.

حوزه به سید محمد باقر صدرها احتیاج دارد که به لحاظ فکری، مجتهد و نظریه‌پرداز و ذهن تمدن‌ساز داشته باشند. به لحاظ اجتماعی و سیاسی هم آماده شهادت باشند. حوزه نجف و کربلا و قم و مشهد به این که الگوهایی مثل شهید مطهری، شهید بهشتی که همین دانشگاه به نام او است، شهید سید محمد باقر صدر احتیاج دارند و دانشگاه‌های ما و شما به الگوهای خودشان؛ مجاهدان و شهدای دانشگاهی، متفکر و تمدن‌ساز احتیاج دارند.

نکته بعدی این است که جبهه زمان خودت را بشناس. این که می‌گویند لعن یزید و «قَتَلَةُ الحُسَینِ سَلَامُ اللهِ عَلَیهِ» مستحب است و چه پاداش‌های الهی دارد، برای چیست؟ این آن موقع گفته شد این‌ها را لعن کنید. و نه فقط لعن یزید، در زیارت عاشورا می‌خوانید که آن‌هایی که تو را کشتند که هیچ، آن‌هایی که به این‌ها کمک نظامی کردند، هیچ، آن‌هایی که اسب این‌ها را زین کردند، هیچ، آن‌هایی که راضی بودند، ولی خودشان به کربلا نیامدند، هیچ. همه این‌ها جهنمی و ملعون هستند. حتی آن‌هایی که خبر را شنیدند و گفتند به ما ربطی ندارد، لعنت بر آنان هم.
لعنت بر آن‌هایی که اسب آن‌ها را زین کردند، افسار اسب‌شان را گرفتند. لعنت بر آن‌هایی که شنیدند و سکوت کردند. ما همین الان مگر شیعیان، مسلمانان و مذهبی‌هایی نداریم که می‌گویند ما کاری به این چیزها نداریم. ما می‌رویم زیارت. ما می‌رویم زیارت اربعین و برمی‌گردیم. و می‌گویند ما کاری به این چیزها نداریم. حسین کار داشت.

ببینید، سیدالشهداء(ع) از ایشان می‌پرسند: «مَا مَعرِفَةُ اللهِ؟» شناخت خدا، معیار آن چیست؟ فرمودند: «مَعرِفَةُ أَهلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُم.» سیدالشهداء(ع) می‌فرمایند: «اسلام زنده و معرکه همان روزی است که تو در آن هستی.» اکنون معرکه ما، معرکه با آن یزید و حرمله ۱۴۰۰ سال پیش نیست که مردند و رفتند. لعن کردن آن‌ها که الآن نه خطری دارد و نه ترسی دارد. آن‌ها را باید لعن بکنیم و می‌کنیم. اما آن چیزی که خطر دارد و هزینه دارد، این است که ادامه خط آن‌ها را الآن لعن کنیم. مرگ بر آمریکا یعنی همین لعن قاتلان حسین. مرگ بر انگلیس یعنی همین.

سیدالشهداء(ع) می‌فرمایند: معرفت، عبادت، توحید و بعد: «مَعرِفَةُ أَهلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیهِم طَاعَتُهُ.» یعنی خط امروز خودت را باید معلوم کنی. اکنون تو در کدام جبهه هستی؟ اکنون تو در کدام صف هستی؟ این هم فرمایش سیدالشهداء(ع) است.

نکته بعدی، امام حسین با نگاه‌های سطحی و قشری به قرآن و دین مخالف است. نگاه خوارج، از خوارج تا طالبان، داعش، از خوارج تا داعش. حالا اکنون طالبان که مرز خود را جدا کردند، باز داعش به طالبان می‌گوید که شما کافر هستید. این خیلی جالب است. باز داعش، طالبان را هم تکفیر می‌کند. از خوارج تا داعش، این‌ها کسانی هستند که قرآن را دستشان می‌گرفتند و می‌گیرند و می‌گویند: همینی که هست! و مفاهیم چند لایه قرآن را نمی‌فهمد.

فرمودند: «کِتَابُ اللهِ عَلَی أَربَعَةِ أَشیاءَ: عَلَی العِبَارَةِ وَ الإِشَارَةِ وَ اللَّطَائِفِ وَ الحَقَائِقِ العِبَارَةُ لِلعَوَّامِ.» آن نگاه اولی به قرآن، نگاه عامیانه است و همه می‌فهمند. آن لایه اول است و همه قرآن نیست. «وَ الإِشَارَةُ لِلخَواصِ.» عده‌ای دین را نگاه خواص می‌بینند. «وَ اللَّطَائِفُ لِلأَولِیَاءِ.» یک لایه سومی است که حتی همه خواص هم متوجه نمی‌شوند. «وَ الحَقَائِقُ لِلأَنبِیَاءِ.» یعنی دین، یک لایه و سطحی نیست. فقط قرائت قرآن نیست؛ بلکه فهم قرآن است. ظاهرگرایی و سطحی‌نگری نه. سیدالشهداء(ع) به علمای دین در خطبه منا فرمودند: شما، شما مقصر هستید. شما از جانتان می‌ترسید. به دنیای خود چسبیده‌اید. برای همین، کفر و استکبار و استبداد این یزید و این‌ها بر جهان اسلام مسلط شدند. وقتی که ذمه عهد رسول‌الله زیر پا می‌رود، شما ساکت هستید و می‌گویید به ما ربطی ندارد. ولی وقتی ذمه «آبَائِکُم» و منافع خودتان و پدرانتان به خطر می‌افتد، فریاد می‌زنید: «وا اسلاما!» شما مشکل اسلام را ندید نمی‌بینید. مسئولیت علما و روشنفکران بی‌درد، این خطاب به ما و شما در دانشگاه و حوزه است.

و آخرین نکته. در عین حال که صحبت از شجاعت و شهادت و صراحت و عدالت است، صحبت از لطافت و زیبایی‌شناسی است. این هم در تمدن اسلامی جدید هست. این هم یک بُعد دیگر از حسین‌بن‌علی(ع) است. زیبایی، نه خشونت. نقل شده است که بعضی از یاران سیدالشهداء(ع) به منزل ایشان آمدند. وارد خانه شدند و اشتباهی به یک اتاقی رفتند. آن‌ها سر خود را پایین انداختند و به آن اتاقی رفتند. دیدند چه اتاق قشنگی است. دکور خوبی دارد. پرده قشنگی دارد و خیلی قشنگ چیده شده است و... این‌ها به امام حسین(ع) گفتند که آقا شما اهل آخرت هستید. به این اتاق خیلی رسیده‌اند. نه از لحاظ پول، اشرافی نیست، ولی خیلی زیبا و قشنگ چیده شده است. امام حسین فرمودند که شما اشتباهی وارد اتاق خانم من شدید. این اتاق همسر من است. ایشان دوست داشته است اتاق خود را این‌جوری بچیند. اشرافی نیست، ولی زیبا است. باید به ذوق زنانه، به زیبایی‌شناسی زن احترام بگذاریم. ایشان خطایی نکردند. اتاق خود را مرتب کرده است. اتاق من آن یکی است. آن‌ها را بردند آنجا و دیدند یک اتاق خالی و فقط یک حصیر است. گفتند این اتاق من است. این خیلی مهم است. امام حسین را فقط در کربلا منحصر نکنیم.

در یک حدیث دیگر، امام باقر(ع) فرمودند: «دَخَلَ قَومٌ عَلَی الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ فَقالُوا: یَا ابنَ رَسُولِ اللهِ! نَرَی فِی مَنزِلِکَ أَشیَاءَ نَکرَهُهَا.» آقا! در خانه شما چیزهایی را می‌بینیم که مثلاً نه چیز گران و اشرافی است، مثلاً رنگ‌آمیزی مرتب، قشنگ، رسیدگی شده است و این‌ها. «وَ إِذَا فِی مَنزِلِهِ بُسُطٌ وَ نَمَارِقٌ.» آنجا چه بود؟ «بُسُطٌ.» یعنی فرش ساده. و مثل همین پلاس و گلیم در ایران ما می‌گوییم. یعنی اشرافی نبوده، اما زیبا بوده است. «فَقُلتُ لَهُ: مَا هَذَا؟ فَقَالَ عَلَیهِ السَّلَامُ: مَتَاعُ المَرأَةِ.» فرمودند: این‌ها برای خانم من است. ایشان اتاق خود را قشنگ چیده است. اسلام با زیبایی مخالف نیست. بله، من شأن دیگری دارم، طوری دیگری است. اتاق من، اتاق دیگری است.

دقت کنید این که زن نباید تابع سلیقه مرد باشد. زن سلیقه زنانه دارد. مرد سلیقه مردانه دارد. شما این نگاه خشن وهابی‌ها و تکفیری‌ها را ببینید که به زن چه نگاهی دارند؟ با نگاه حسین‌بن‌علی(ع) به زن مقایسه کنید. و بعد به فقرا و گرسنگان عالم.

اسلامی که می‌گوید سرمایه‌داران پرخور از خوردن بترکند و بمیرند، فقرا هم از گرسنگی بمیرند، ولی هر دو با هم زیارت امام حسین بروند! این اسلام حسین نیست. «حسین‌بن‌علی مَرَّ الحُسَینُ بِمَسَاکِینَ وَ هُم یَأکُلُونَ کِسَرًا لَهُم عَلَی کِسَاءٍ» حسین رد می‌شد، دید عده‌ای فقرا روی زمین نشسته‌اند، مقداری خرده‌نان خشک روی لباس‌شان بود؛ چون سفره‌ای هم نبود، روی یک تکه لباس‌شان یک نان خشک ریخته بودند دارند می‌خورند. «فَسَلَّمَ عَلَیهِم» معمولاً بقیه از آن‌ها رد می‌شوند و می‌گویند این‌ها گدای گرسنه هستند، معلوم نیست چه کسانی هستند و رد می‌شوند! اما حسین رد نشد. «فَسَلَّمَ عَلَیهِم» سمت آن‌ها رفت و بر آن‌ها سلام کرد. «فَدَعَوهُ إِلَی طَعَامِهِم» آن‌ها به حسین گفتند که بفرما. خب حسین چه بفرماید؟ چه چیزی دارید می‌خورید؟ حسین چه‌کار کرد؟ «فَجَلَسَ مَعَهُم.» حسین تشکر کرد، رفت کنار آن‌ها روی خاک نشست. از آن خرده‌نان‌ها شروع به خوردن کرد. «ثُمَّ قَالَ» گفت حالا که مهمانی شما تمام شد، «قُومُوا إِلَی مَنزِلِی» بعد با هم بیایید خانه من برویم. «فَأَطعَمَهُم وَ کَسَاهُم» سیرشان کرد. لباس‌های جدید به آن‌ها داد. «وَ أَمَرَ لَهُم بِدَرَاهِمَ.» در خانه هرچه پول بود، گفت بیاورید به این‌ها بدهید. ما نمی‌توانیم از کنار فقیر رد شویم و محل نگذاریم یا یک سلامی و یک تعارفی بکنیم برویم. باید دست او را بگیریم، اولاً باید به او احترام بگذاریم، روی خاک کنار او بنشینیم و بگوییم من هم یکی از شما هستم.
و بعد باید از او خواهش کنی، با احترام او را به خانه خود ببری و هرچه داری به او بدهی و شریک او شوی. این رابطه فقیر و غنی در تمدن جدید اسلامی، تمدن حسینی است. «مَرَّ الحُسَینُ بِمَسَاکِینَ یَأکُلُونَ فِی الصُّفَّةِ فَقَالُوا: القَضَاءُ.» عده‌ای محروم و فقرای نشسته‌اند «فَنَزَلَ.» حسین کنار آن‌ها نشست. باز حدیث دیگری است. «وَ قَالَ: إِنَّ اللهَ لَا یُحِبُّ المُتَکَبِّرِینَ.» حسین گفت آن‌هایی که انسان‌ها را به فقیر و غنی تقسیم می‌کنند، این‌ها متکبر و مستکبر هستند. نگاه سرمایه‌داری دارند. خداوند این‌ها را دوست ندارد، متنفر است. «فَتَقَضَّی» و آن‌ها نشستند. «ثُمَّ قَالَ لَهُم: قَد أَجَبتُکُم.» بعد امام حسین گفت من دعوت شما را قبول کردم، اکنون نوبت شما است باید دعوت من را قبول کنید.» جنابعالی مگر کار واجبی نداشتید؟ چرا، ولی این الآن از هر کاری واجب‌تر است. چند انسان فقیر و گرسنه اینجا نشسته‌اند. حرمت و کرامت آن‌ها مهم است. «عَجَبٌ! قَد أَجَبتُکُم فَأَجِیبُونِی» من مهمان شما شدم، اکنون باید شما تشریف بیاورید. «قَالُوا: نَعَم.» گفتند: چشم. «فَمَضَی بِهِم إِلَی مَنزِلِهِ فَقَالَ لِلرَّبَابِ: أَخرِجِی مَا کُنتِ تَدَّخِرِینَ.» امام حسین(ع) این‌ها را به خانه برد و به همسرش گفت هرچه در خانه داری، برای این‌ها بیاور.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha